در انتظار یه اتفاق نو - تاریخ: 1396/6/22 ساعت: 16:14
مدتی است که در انتظار یه اتفاق نو هستم اتفاقی که بتونه به بهترین حالت ممکن همه چیز رو تغییر بده. اوضاع روحی من و همسرم خیلی بده. همسرم کارش رو از دست داده و تو این اوضاع خراب اقتصادی منتظر چند اشنا است که با فرم هایی که پر کرده دعوت به کار بشه. خداکنه که این اتفاق هر چی سریعتر بافته چون هیچ چاره ای ...
خدایا به بعضی ها ... - تاریخ: 1396/6/22 ساعت: 16:14
خدایا به بعضی ها اونقدر میدی که از هر چیزی به تعداد دارند و بعضی ها هم حتی یه دونه هم ازش ندارن . چرا باید یکی مثل عبادت از خونه 3 تا داشته باشه و از ماشین دو تا ولی شوهر من توی خونه نشسته باشه و نه کاری و نه هیچی؟ ما حتی چوا خریدن یه خونه مسکن مهر رو هم نداریم. حتی چول رهن خونه رو هم از وام دانشگاه...
دنیای این روزای من - تاریخ: 1396/6/22 ساعت: 16:14
زندگی میگذرذ و خبری از دلشوره ها و غریبی های روزهای اولی که این وبلاگ رو ساختم نیست اما چیزهای دیگری وجود دارند که از اون افسانه ها و رویاها خیلی فاصله داره. من همون ادمم با خواسته های متفاوت. اون روزها فقط میخواستم کسی با من باشه حتی اگه چیزی هم نداشتم ولی الان فقط دلم میخواد که شوهرم بره سر کار و ...
تنهایی - تاریخ: 1396/6/22 ساعت: 16:14
همیشه در هر وضعیتی که باشی احساس تنهایی داری. نمیدونم جریان چیه که وقتی مادرش باهاش قهر میکنه مثل بچه های سه ساله به دامنش چمگ میزنه و منت کشی میکنه و یا وقتی خواهرش باهاش قهر میکنه بدو بدو میره دنبالش ولی من الان مدتیه که تو این اتاق نشستم ولی یه سر به من هم نمیزنه و تازه هیچ احساسی هم نداره. دلم ب...
ندارد - تاریخ: 1396/6/22 ساعت: 16:14
خیلی وقت است که در وبلاگم ننوشتم مثل خیل یاز وبلاگ هایی که با گذشت زمان کات میشن و دیگه کسی بهشون سر نمیزنه من نمیخوام اینطوری بشه. الان در یک مرحله خاصی از زندگی ام هستم. شروع یک مرحله جدید! کار ! من صاحب یه کار شدم ثابت دولتی و احتمالا با حقوق نمیدونم چقدر. ولی این چیزی نیست که در حد و اندازه دو س...
دلم می خواهد بنویسم - تاریخ: 1396/6/22 ساعت: 16:14
امروز با دوباره یاد وبلاگم افتادم. خیلی وقته که بهش سر نزده بودم مرداد 95 و الان باز هم تو مرداد هستیم تقریبا یه سالی میشه. اوهههه! خیلی گذشته! تو این فاصله اتفاقات خاصی نیوفتاده جز اینکه من حدود چند ماهی میشه که کارم رو به صورت جدی شروع کردم و شدم کارمند کارمند. جالبه که به موضوع وبلاگم که نگاه می ...
کاش کسی میگفت... - تاریخ: 1396/6/22 ساعت: 16:14
نمی دونم باز هم دچار سردرگمی شدم. البته دلیل هم داره. نه الکیه و نه دچار تغییرات در روحیه ام شدم. چند تا کار رو با هم بلند کردم و تقریبا همه شون رو هم دارم دست و پاشکسته انجام میدم. درس میخونم. کار میکنم. و کارهای خونه رو انجام میدم. در هر جایگاهی که باشم انتظار میره که دقیق و منظم و حساب شده عمل کن...
آیا منم پدر میشم؟ - تاریخ: 1396/6/22 ساعت: 16:14
من: ببین چه همه بچه دار شدن! پسر داییت. خواهرت خاله ات و. اون: آره! به نظرت من هم پدر میشم؟ من: مثل زمان مجردیت فکر میکردی ازدواج کنی؟ اینم همونه دیگه! اره پدر هم میشی مثل اینکه ازدواج م کردی. . . . وقتی به دیالوگ های بالا و خیلی خیلی حس و حال ها فکر میکنم. وقتی فکر میکنم به صحبت ها و بغض هایی که می...
وبلاگ های نا تمام - تاریخ: 1396/6/22 ساعت: 16:14
نویسنده: رها - چهارشنبه بیست و دوم شهریور ۱۳۹۶ توی سایت پر از وبلاگ هاییه که تو سال های قبل به اتمام رسیده . آخرین پست مرداد 1394! یه جوری دلم میگیره وقتی یه چنین وبلاگ هایی رو می بینم. انگار با اتمام یه وبلاگ عمر صاحب اون هم تموم شده. هی! چه دنیاییه ! هیچ چیز انگار ثابت نیست. اصلا حس غریبیه. شاید م...